سلام ، آیا این بازدید اول شماست ؟ یا
تبلیغات در این انجمن سفارش تبلیغات
نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: شعری درباره عشق

  1. #1
    ✦ کاربر آسمونی ✦
    تاریخ عضویت
    Jun 2012
    محل سکونت
    بي سر زمين تر از باد
    نوشته ها
    807
    پسندیده
    269
    مورد پسند : 1,307 بار در 614 پست

    N Aggressive (39) شعری درباره عشق

    شعری درباره عشق

    سلام بهانه من برای زندگی ....

    دلت تنگ است ..... می دانم !!


    قلبت شکسته است ..... می دانم !!


    دوری برایت سخت است ...... می دانم !

    اما برای چند لحظه ای ارام بگیر ..... تا برایت بگویم...

    بگویم از دنیایی که به هیچ کس وفا نمی کند....


    و مردمی که به جز خودشان هیچ کس را نمی بینند..!


    بگویم از انچه که در این مدت بر من گذشت.....


    اما گریه نکن ....که حال و هوای تو مرا بارانی تر می کند...


    گریه نکن که چشمهای من نیز به گریه خواهند افتاد...


    بیا و درد دلت را به من بگو...


    و مطمئن باش که قول می دهم ارامت کنم...!


    با گریه خودت را ارام نکن....


    گریه نکن که اشکهایت مرا نا ارامتر می کند..


    گریه تو مرا به دلتنگی های دیرینه ام می کشاند....


    گریه نکن چون منهم مانند تو اشفته می شوم..


    می دانی که دوست ندارم ان چشمهای زیبایت رو خیس اشک ببینم ..


    ای عزیزم ...


    ای زندگی ام ....


    ای عشقم .....


    اینها تمام حرفهایی بود که در اوج دلتنگی با دل نا ارام خود ارام ارام گریستم...


    برای دلی که هنوز در نبود تو ....


    و ارام ... ارام می میرد...!


    باور کن بغض راه گلویم را بسته است....


    اما گریه نمی کنم...


    می خواهم برایت فقط بنویسم...


    اما تو بگو بهانه ام ...


    می خواهم به یاد گذشته ....


    اما اینبار با دستانی سرد اشکهای گونه هایت را پاک کنم ( به یاد روزهای از دست رفته )

    بهانه ام :


    بیا و دستهایت را در دستهایی بی روجم بگذار....


    و به یاد روزهای اول اشنایی مان دوباره ...ببار ...


    این بار می خواهم جور دیگری اشکهایت را پاک کنم..!


    سرت را بر روی شانه هایم بگذار ...و ارام در گوشم زمزمه کن ...


    باور کن به درد دلهایت گوش خواهم کرد...


    می دانی اگر هنوز هم دلی برایت مانده باشد


    وقتی دست نوشته هایم را می خوانی ....


    اشک از چشمان سرازیر می شود....


    پس برای اخرین بار هم گریه کن....

    چون این درد دلی بود که در اوج بی کسی .....

    من نیز با چشمانی خیس برایت نوشتم

    داغ نکن خودت خواستی بگم.

    کاربر مقابل پست 3ae!D عزیز را پسندیده است: Joker (12-02-2012)

  2. #2
    ✦ پیشکسوت سایت ✦
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,034
    پسندیده
    833
    مورد پسند : 1,320 بار در 682 پست

    پیش فرض

    با تو آغاز نکردم که روزی به پایان برسانم.

    عاشقت نشدم که روزی از عشق خسته شوم.


    با تو عهد نبستم که روزی عهدم را بشکنم.

    همسفرت نشدم که روزی رفیق نیمه راهت شوم.


    همسنفت نشدم که روزی عطر نفسهایم را از تو دریغ کنم.


    و با یاد تو زندگی نمیکنم که روزی فراموشت کنم.


    با تو آغاز کردم که دیگر به پایان نیندیشم.


    عاشقت شدم که عاشقانه به عشق تو زندگی کنم.


    با تو عهد بستم که با تو تا آخرین نفس بمانم.


    همسفرت شدم که تا پایان راه زندگی با هم باشیم.


    همسنفست شدم که با عطر نفسهایت زنده بمانم.


    و با یادت زندگی میکنم که همانا با یادت زندگی برایم زیباست.


    همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ،


    از آغاز تا به امروز عاشقانه با تو مانده ام ای همسفر من در جاده های نفسگیر زندگی.


    اگر در کنار من نباشی با یادت زندگی میکنم ،


    آن لحظه نیز که در کنارمی با گرمی دستهایت و نگاه به آن چشمان زیباست زنده ام.


    ای همنفس من بدون تو این زندگی بی نفس است ،


    عاشق شدن برایم هوس است و مطمئن باش این دنیا برایم قفس است.


    با تو آغاز کرده ام که عاشقانه در دشت عشق طلوع کنم ، طلوعی که با تو غروبی را نخواهد داشت.


    و همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ، لحظه هایی سرشار از عشق و محبت.


    با تو بودن را میخواهم نه برای فرداهای بی تو بودن.


    با تو بودن را میخواهم برای فرداهای در کنار تو بودن.


    با تو بودن را میخواهم برای فرداهای عاشقانه تر از امروز.


    پس ای عزیز راه دورم با من باش ، در کنارم باش و تا ابد همسفرم باش.

    من یک دختـــــــر ایــــرانـــیـــــم
    بــــــــدان "هـــوای" کسی نـــــمی شــوم که به "هــــــوای
    " دیگری برود
    تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد
    روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته
    ارزان نمی فروشمش
    دستــــــهایم بــالیـــن کـــودک فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد
    بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش

    2 کاربر پست larisa عزیز را پسندیده اند . bOs3000 (11-28-2012),Joker (12-02-2012)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •