![]() |
|
|
|
| آخرين ارسالات انجمنها | |
|
|||||||
ثبت نام سریع
|
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع | نحوه نمایش |
|
|
#1 | |||||||||
|
تاریخ عضویت: Sep 2011
محل سکونت: ....
نوشته ها: 266
نوع گوشي همراه :
![]() نوع سيم کارت:
![]() تيم فوتبال :
![]()
حالت من:
سپاس ها: 578
سپاس شده 498 در 223 پست
درجه: 15 [ ![]() ![]() ![]() ![]() ]سابقه: 35 / 356 |
سلام به دوستان خوب ونازنین
این تاپیک برای نوشتن حرفهای تنهایی و ازسرذوق شما گذاشته می شه یک جمله از سردلتنگی یا یه بیت شعر هرکس می تونه این جا بنویسه ممنون از همکاری دوستان گلم! ... ![]()
__________________
وخداوند شمرده می دهدوهیچ کاستی ندارد سبحان الله والحمدلله ولااله الاالله والله اکبر ولاحول ولاقوة الابالله العلی العظیم
|
|||||||||
|
|
|
|
#2 | |||||||||
|
تاریخ عضویت: Sep 2011
محل سکونت: ....
نوشته ها: 266
نوع گوشي همراه :
![]() نوع سيم کارت:
![]() تيم فوتبال :
![]()
حالت من:
سپاس ها: 578
سپاس شده 498 در 223 پست
درجه: 15 [ ![]() ![]() ![]() ![]() ]سابقه: 35 / 356 |
روی قبرم ننویسید خل و چِل بوده است
بنویسید که یک عارف کامل بوده است همه شب تا به سحر - گرچه ریا خواهد شد- گرم ادعیّه و اذکار و نوافل بوده است چه دروغی؟ بله؟ کنتور که نمی اندازد فلذا ذکر نمایید که خوشگل بوده است ننویسید شپِش ساکن جیبش بوده بنویسید پر از پول و تراول بوده است ننویسید که تا رشت نرفته بلکه دائما" آنتالیا توی سواحل بوده است ننویسید نرفته است به عمرش کافه شام شاهانه او نون و فلافل بوده است ننویسید گرفتاری و بدبختی هاش سوژه روضه ارباب مقاتل بوده است صفت شاعر اگر دلخوشی و بیکاری است بنویسید که او عاطل و باطل بوده است خود به شغل من اگر گیر زیادی دادند بنویسید که در میکده شاغل بوده است قلمش را به دو تا سکه نداده اما با سه تا سکه به این مسأله مایل بوده است! طنز او دست کم از ایرج زاکانی! نیست غزلش تازه تر از سعدیِ بیدل! بوده است گاهگاهی سخن از رنج خلایق گفته و در اینجا سخنش زهر هلاهل بوده است (آنکه باید بخورد، می خورَد و این بدبخت بیخودی قاطی این جور مسائل بوده است) عشق اگر نوعی از اچ آی ویِ گاوی باشد بنویسید جنون داشته، ناقل بوده است در جهانی که بوَد حجم ریا پانصد گیگ دل این نفله به پهنای دو پیکسِل بوده است .... چند تُن شعر از او مانده، رفیقان بخرید قفسش برده به باغی و دلش شاد کنید!!! نوشته: عباس احمدی
__________________
وخداوند شمرده می دهدوهیچ کاستی ندارد سبحان الله والحمدلله ولااله الاالله والله اکبر ولاحول ولاقوة الابالله العلی العظیم
|
|||||||||
|
|
|
|
#3 | |||||||||
|
تاریخ عضویت: May 2010
محل سکونت: انجمن آسمونی ها
نوشته ها: 10,202
تيم فوتبال :
![]()
حالت من:
سپاس ها: 4,697
سپاس شده 7,951 در 4,532 پست
درجه: 65 [ ![]() ![]() ![]() ![]() ]سابقه: 2415 / 2415 |
همیشه قصه با بودن یکی و نبودن دیگری اغاز می شود
یکی بود یکی نبود یکی رفته بود یکی مانده بود مانده بود و گریه می کرد و غصه می خورد ...
__________________
کسی که گریه میکنه،یک غصه داره.و کسی که می خنده،هزار تا غم.! [برای مشاهده لینک ها باید عضو سایت شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید ...>] |
|||||||||
|
|
|
|
#4 | |||||||||
|
تاریخ عضویت: Sep 2011
محل سکونت: ....
نوشته ها: 266
نوع گوشي همراه :
![]() نوع سيم کارت:
![]() تيم فوتبال :
![]()
حالت من:
سپاس ها: 578
سپاس شده 498 در 223 پست
درجه: 15 [ ![]() ![]() ![]() ![]() ]سابقه: 35 / 356 |
. به چه مانند کنم موی پریشان تو را؟ به دل تیره شب؟ به یکی هاله دود؟ یا به یک ابر سیاه- که پریشان شده و ریخته بر چهره ماه؟ به نوازشگر جان؟ یا به لطفی که نهد گرم نوازی در سیم ؟ یا بدان شعله شمعی که بلرزد به نسیم؟ به چه مانند کنم حالت چشمان تو را؟ به یکی نغمه جادویی از پنجه ی گرم؟ به یکی اختر رخشنده به دامان سپهر؟ یا به الماس سیاهی که بشویندش در جام شراب؟ به غزل های نوازشگر حافظ در شب؟ یا به سرمستی طغیان گر دوران شباب؟ به چه مانند کنم سرخی لبهای تو را؟ به یکی لاله شاداب که بنشسته به کوه؟ به شرابی که نمایان بود از جام بلور؟ به صفای گل سرخی که بخندد در باغ؟ به شقایق که بود جلوه گر بزم چمن؟ یا به یاقوت درخشانی در نور چراغ؟ مرمر صاف تنت را به چه مانند کنم؟ به بلوری رخشان؟ یا به پاکی و دل انگیزی برف؟ به یکی ابر سفید؟ یا به یک مخمل خوشرنگ نوازشگر نرم؟ به یکی چشمه نور؟ یا به سیمای گل انداخته از دولت شرم؟ به پرندی که کند جلوه گری در مهتاب؟ به گل یاس که پاشیده بر آن پرتو ماه؟ یا به قویی که رود نرم و سبک در دل آب؟ به چه مانند کنم؟
من ندانم به نگاهی تو بگو- به چه مانند کنم...؟!
__________________
وخداوند شمرده می دهدوهیچ کاستی ندارد سبحان الله والحمدلله ولااله الاالله والله اکبر ولاحول ولاقوة الابالله العلی العظیم
|
|||||||||
|
|
|
|
#5 | |||||||||
|
تاریخ عضویت: Sep 2011
محل سکونت: ....
نوشته ها: 266
نوع گوشي همراه :
![]() نوع سيم کارت:
![]() تيم فوتبال :
![]()
حالت من:
سپاس ها: 578
سپاس شده 498 در 223 پست
درجه: 15 [ ![]() ![]() ![]() ![]() ]سابقه: 35 / 356 |
![]() فرض كن حضرت مهدي به تو ظاهر گردد ! ظاهرت هست چناني كه خجالت نكشي ؟؟؟؟ باطنت هست پسنديده ي صاحب نظري ؟؟؟؟ خانه ات لايق او هست كه مهمان گردد ؟؟؟؟ لقمه ات درخور او هست كه نزدش ببري ؟؟؟؟ پول بي شبهه و سالم ز همه داراييت ، داري آنقدر كه يك هديه برايش بخري ؟؟؟؟ حاضري گوشي همراه تو را چك بكند ، با چنين شرط كه در حافظه دستي نبري ؟؟؟؟ واقفي بر عمل خويش تو بيش از دگران ، ميتوان گفت تو را شيعه اثني عشري ؟؟؟؟
__________________
وخداوند شمرده می دهدوهیچ کاستی ندارد سبحان الله والحمدلله ولااله الاالله والله اکبر ولاحول ولاقوة الابالله العلی العظیم
|
|||||||||
|
|
|
|
#6 | |||||||||
|
تاریخ عضویت: Sep 2011
محل سکونت: اینجا
نوشته ها: 1,448
نوع ماشين :
![]() نوع گوشي همراه :
![]() نوع سيم کارت:
![]() تيم فوتبال :
![]()
حالت من:
سپاس ها: 829
سپاس شده 2,027 در 919 پست
درجه: 32 [ ![]() ]سابقه: 473 / 789 |
هر چه زیباست مرا یاد تو می اندازد
آن که بیناست مرا یاد تو می اندازد تو که نزدیک تر از من به منی می دانی دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد هر زمان نغمه ی عشقی است که من می شنوم از تو گویاست ، مرا یاد تو می اندازد دیگران هر چه بخواهند بگویند که عشق بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد ساعتی نیست فراموش کنم یاد تو را -------------------------------------------- ویرایش توسط aysel : 09-08-2011 در ساعت 12:09 AM |
|||||||||
|
|
|
|
#7 | |||||||||
|
تاریخ عضویت: Apr 2011
نوشته ها: 301
نوع ماشين :
![]() نوع سيم کارت:
![]() تيم فوتبال :
![]()
حالت من:
سپاس ها: 1,623
سپاس شده 578 در 248 پست
درجه: 16 [ ]سابقه: 38 / 380 |
روزی دختری به پسری گفت:خوشگلم؟گفت نه.گفت دوستم داری؟گفت نه.گفت اگر بمیرم برام گریه میکنی؟گفت نه.
دختر چشمانش پر از اشک شد و هیچی نگفت. پسر بغلش کردو گفت:خوشگل نیستی زیبا ترینی.تورو دوست ندارم عاشقتم.اگه بمیری گریه نمیکنم چون منم میمیرم! |
|||||||||
|
|
|
|
#8 | |||||||||
|
تاریخ عضویت: Sep 2011
محل سکونت: ....
نوشته ها: 266
نوع گوشي همراه :
![]() نوع سيم کارت:
![]() تيم فوتبال :
![]()
حالت من:
سپاس ها: 578
سپاس شده 498 در 223 پست
درجه: 15 [ ![]() ![]() ![]() ![]() ]سابقه: 35 / 356 |
سلام ممنون گلم!متن زیبایی بود بزاریه قصه ازعشق واقعی بگم:
حدودا"چند سال قبل بود روزهای خوش دانشگاه استاد که به سرکلاس درس می رسید دلمان برای دیدنش پرمی زد با همان نگاه مهربان برایمان یک قصه از دوستش گفت وضع مالی خوبی نداشت دست روزگار او را یتیم کرده بود 3خواهرقدونیم قد باید به ساحل آرامش می رسیدند! در این حول و حوش گل بود وبه سبزه نیز آراسته شد عاشق شد! دختری محجوب و آراسته و دلنشین دلش را ربود! حرفها و صحبتها زده شد تا دیروقت کار می کرد آرزو داشت همسرش شود اما موقعیت اجتماعی اش شکل نمی گرفت دلش شکست وقتی فهمید بهترین دوستش که تازه از سفر برگشته و حسابی اوضاع مالی اش روبراه است خواستگار محبوبش شده! می دانست مریم او را می خواهد اما او وضع امروز و فردایش و آینده ی خواهرانش را مدنظرداشت خلاصه جونم براتون بگه! ![]() خودش مریم عزیزش را تشویق کردبا دوستش ازدواج کند گفت: او مورد مناسبی برای خوشبخت شدنش است گفت می تواند درکنارش زندگی خوبی داشته باشد گفت دوستش اهل دود و دم نیست و لب به مشروب نزده گفت دست بزن ندارد همه ی خوبی ها را بادل خونین بیان کرد مریم قبول کرد او بادل خونین به سراغ خواهرانش رفت اما هیچ وقت نتوانست به وضع مالی اش سر و سامان بدهد مریم خوشبخت بود وهمین کافی بود اوعاشق بود خوشبختی دلش را می خواست دلی که مال خودش بود به دیگری سپرد! خوب است عاشق بودن را ازچشم ها را باید شست بنگریم جان دلم! ...
__________________
وخداوند شمرده می دهدوهیچ کاستی ندارد سبحان الله والحمدلله ولااله الاالله والله اکبر ولاحول ولاقوة الابالله العلی العظیم
|
|||||||||
|
|
|
|
#9 | |||||||||
|
تاریخ عضویت: Sep 2011
محل سکونت: ....
نوشته ها: 266
نوع گوشي همراه :
![]() نوع سيم کارت:
![]() تيم فوتبال :
![]()
حالت من:
سپاس ها: 578
سپاس شده 498 در 223 پست
درجه: 15 [ ![]() ![]() ![]() ![]() ]سابقه: 35 / 356 |
هرگز زود قضاوت نکن! مرد مسنی به همراه پسر ۲۵ ساله اش در قطار نشسته بود.در حالی که مسافران در صندلی های خود نشسته بودند قطار شروع به حرکت کرد. به محض شروع حرکت قطار پسر ۲۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد:پدر نگاه کن درخت ها حرکت می کنند!مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان زوج جوانی نشسته بودند که حرف های پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می کرد متعجت شده بودند. ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد:پدر نگاه کن دریاچه حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند! زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشم هایش را بست و دوباره فریاد زد:پدر نگاه کن باران می بارد آب روی دست من می چکد! زوج جوان دیگر طاقت نیاوردند و از مرد مسن پرسیدند:چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟ مرد مسن گفت:ما همین الان از بیمارستان برمی گردیم.امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند
__________________
وخداوند شمرده می دهدوهیچ کاستی ندارد سبحان الله والحمدلله ولااله الاالله والله اکبر ولاحول ولاقوة الابالله العلی العظیم
|
|||||||||
|
|
|
|
#10 | |||||||||
|
تاریخ عضویت: May 2010
محل سکونت: انجمن آسمونی ها
نوشته ها: 10,202
تيم فوتبال :
![]()
حالت من:
سپاس ها: 4,697
سپاس شده 7,951 در 4,532 پست
درجه: 65 [ ![]() ![]() ![]() ![]() ]سابقه: 2415 / 2415 |
دلم براي کسي تنگ است که آفتاب صداقت را
. . . به ميهماني گلهاي باغ مي آورد و گيسوان بلندش را به بادها مي داد و دستهاي سپيدش را به آب مي بخشيد دلم براي کسي تنگ است که چشمهاي قشنگش را به عمق آبي درياي واژگون مي دوخت و شعرهاي خوشي چون پرنده ها مي خواند دلم براي کسي تنگ است که همچو کودک معصومي دلش براي دلم مي سوخت و مهرباني را نثار من مي کرد دلم براي کسي تنگ است که تا شمال ترين شمال با من رفت و در جنوب ترين جنوب با من بود کسي که بي من ماند کسي که با من نيست کسي که . . . - دگر کافي ست. حميد مصدق
__________________
کسی که گریه میکنه،یک غصه داره.و کسی که می خنده،هزار تا غم.! [برای مشاهده لینک ها باید عضو سایت شوید ، برای عضویت اینجا کلیک کنید ...>] |
|||||||||
|
|
![]() |
| برچسب ها |
| 2, 3, 4, قصه, لحظه های, نوشتن, نوشته, های, کنید, این, اینجا, برای, تنها, تنهایی, جدایی, خوب, دوست, دوستان, دریا, زرد, شما, شب های, شبانه, شعر, صدا, طنز, عاشقانه |
| کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای موضوع | جستجو در موضوع |
| نحوه نمایش | |
|
|
موضوعات مشابه
|
||||
| موضوع | نویسنده موضوع | انجمن | پاسخ ها | آخرين نوشته |
| روز شمار ارامش | negissa | روانشناسی | 0 | 06-18-2011 08:33 PM |
| سخن بزرگان ، اندیشمندان و حکیمان | s0DAGAr | جملات قصار , سخنان بزرگان | 429 | 05-25-2011 12:02 AM |
| درد دل یه دختر تنها (خیلی جالب) | † _ §дM _ † | ادبيات طنز فارسی | 0 | 03-09-2011 04:50 PM |
| خدا را دوست دارم بخاطر | † _ §дM _ † | رمان , داستان , داستانک | 0 | 01-28-2011 12:54 PM |